va che behtar agar neshan midadand chetor be in natijeh resideand ke nietzsche va heidegger be azemati residehand ke hezar shams tabrizi az har tare mooyeshan avangan ast! va chera in ghole molana dar morede pedarash ra(ke ghaedatan shenakhte bishtari az shams va pedarash dashte ta ishan az shams va nietzsche va heidegger!) ingooneh sahl engaraneh dar morede in afrad be kar gerefteand
سلام آقاي عديلي پور .مقاله ي جالب وخوبي بود والبته مي بايست براي اين ادعا هم شواهدي ارائه شود.اما با اين نظر شما كه گفتيد بايد خودمان تحقيق كنيم و به راحتي زير بار حرف ديگران نريم حتا اگر آن فرد مولانا باشه موافقم.موفق باشيد
به نظر من اشکال اساسی رمان کیمیا خاتون، در این است که خانم سعیده قدس بسیار خیالپزدازی کرده اند و وقایع تاریخی را آنچنان با افسانه آمیخته اند که اصلا معلوم نیست مولانا و شمس هیچ شباهتی به کاراکترهای رمان داشته اند یا نه. تصویری که از مولانا ارایه شده انسان را به یاد آخوندهای قشری قم می اندازد. به قول آقای عدیلی پور، شاید هم اینطور بوده باشد ولی تنها به کمک تحقیق و استدلال باید به چنین نتایجی رسید نه خیالپردازی و داستانسرایی.
newwriter.blogfa.com